صدای دروازه

وقتی به پیش اتاق می‌رسم و دستم را به دست اتاق می‌دهم و با اندکی پیچش دروازه‌ی اتاق را باز می‌کنم و صدای نازک که از اثر باز شدن دروازه به وجود می‌آید گوشم را نوازش می‌کند. وقتی به ساخت و فرم در وازه می‌بینم که همه آرام و ساکت اند و با اندکی حرکت به صدا می‌آید. شاید این صدا از روی ناخشنودی و یک نوع اعتراض بر ضد من باشد ولی باز صدای بوجود آمده با گوش آشنا ست و این صدا یک عکس العمل همیشگی می‌دانیم و با آن به گونه‌ی جدی عمل نمی‌کنیم.

       گرچه صدا ها مختلف و نا همگون است اما صدای در وازه شگون خاصی خود را دارد و یک مفهوم خاص در نزد اهل خانه دارد. وقتی دروازه شروع به فریاد می‌کند صاحب خانه منتظر ورود کسی است که می خواهد واورد خانه شود آنها فوری به منظم کردن خانه دست و پا می زند. یا با بلند کردن صدای کی هستید؟ به دروازه جواب می‌دهد. یا می گوید پیش بیایید. ویا انتظار ورود حیوان را در خانه تصور می کنند و با شتاب به طرف دروازه می دود.

      دروازه همواره از چوب ساخته شده و نقطه‌ی اتصال خانه و بیرون است به همین سبب وقتی داخل خانه شوی مجبور هستی که دری را به صدا بیاوری چه با زدن انگشت به دروازه یا چه با پس و پیش کردن دروازه. صدای دروازه یک خبر رسان مهم به صاحب خانه است چون وقتی دری کوبیده می شود یا به صدا در می‌آید صاحب خانه منتظر مهمان است یا خانواده های که عزیزانی در خارج دارند با شنیدن صدای دروازه عزیزان شان را به خاطر می‌آورند و بسیار توقع دارند که شاید عزیزان شان پشت دروازه باشند.

     من نمی‌دانم که صدا را از چه و برای چه دروازه  ادا می‌کند. این صدا شاید به رسم اعتراض در مقابل انسان ها باشد. یا با تماس کردن انسان ها از انسان استقبال می‌کنند این رازی‌ست پوشیده که هیچ افشا نشده و ما هم نتوانستیم به آن پی ببریم ولی انسان ها به قدر توان از طنینش برداشت های متفاوتی در باره‌ی خود می‌کنند و هیچ توجهی به حال آنان ندارند. و یا گاهی بالای دروزاه ایستاد شدن را سرگردانی تعبیر می‌کنند و به سر گردانی دروازه نمینیییییبب‌اندیشند. که نه شب می شناسد و نه روز همیشه بدون آن که بفهمد چه کار می‌کند سرگردان است. آری همه کار های ما منفعت طلبانه است و همه قضاوت های ما یک جانبه راست گفته اند« که سوزن را در جان خود روا دار نیستی و به جان دیگران جوال دوز می‌زنی». وقتی بین خود قهر می‌کنیم یا ناراحت هستیم دروازه را محکم می‌زنیم و احساس راحتی می‌کنیم. پس نشان می دهد که آن چه می‌اندیشیم و آنچه می‌گوییم به خاطر منفعت خود ماست ور نه هیچ عدالت و آزادی در کار نیست.