بر چسپ خوردن نادرست

برچسپ خوردن می تواند یک قوم را از تمام پیشرفت ها باز دارد و تمام رابطه هایش را به طرف صفر تفرب دهد و حتا فرصت نفس کشیدن هم برایش نگذارد.تمام این بد بختی ها را می توان در جامعه ی هزارستان دید و با یک بر چسپ خوردن نادرست کارش به بی سراسیمگی رسیده است. در این وضعیت هم مردم هزاره تسلیم شکست نشده و به مبارزه اش ادامه می دهد.

چرا هیچ کشوری حاضرنیست که از مردم هزاره پشتبانی کند. این بر می گردد به یک درک نادرست جامعه ی چهانی و کشور های منطقه از جامعه ی هزاره چرا که مردم هزاره دارای مذهب شیعه است. به این اساس جامعه ی جهانی و دنیا فکر می کنند که مردم هزاره طرفداران سر سخت ایران که یک حکومت شیعه است می باشد. در صورتیکه این ادعا ها نادرست است و تمام این برداشت ها از جامعه ی هزاره بر می گردد به درک نادرست کشور های منطقه و جهان از جامعه ی هزاره .

پاکستان که یک کشور سنی مذهب است و رقابت های که با ایران دارد نمی خواهد به مردم هزاره کمک کند و حتی نمی خواهد که مردم هزاره آرامش داشته باشد. همیشه به اساس این درک نادرست به هر نحو ممکن به نابودی جمعه ی هزاره کوشیده اند . به ویژه در زمان حکومت طالبان مردم ها مسلح می کرد و به آنان می فهماند که مردم هزاره کفر و بت پرست اند به این لحاظ کشتن آنها مباح می باشد به افغانستان می فرستاد و به صفوف طالبان می افزود. که این مبازره ی ضد هزارگی از طرف پاکستان تا هنوز هم ادامه دارد مانند بند کردن راه های مواصلاتی هزاره ها به مرکز کشور. ترور شخصیت های این مردم از مزاری گرفته تا قاضی صاحب شاه.

جامعه ی جهانی هم که تند روی های ایران را می بینند دست رسی ایران به هر نوع فدرت یک خط قرمز به مردم جهان می داند. از ایران و دگر گروه های تحت حمایت ایران مانند حزب الله لبنان, احزاب فلسطینی که با اسرایل در جنگ اند, حکومت سوریه و دگر حکومت های طرف ایران مانند ونزویلا و کیوبا سخت در هراس اند.

در صورتی که این فهم وارونه است. درست است که ایران در مبارزه با روس ها هزاره ها را کمک کرده و تجهیزات نظامی به هزاره ها فرستاده اما این کمک ها صرف به نفع هزاره ها نبوده ایرانی ها بیشتر نفع خود را از جنگ مردم افغانستان روس های می دیده و حضور روس ها در افغانستان به ضرر منافع ملی و استقلال کشور خود می دانسته. اما زمانی که روس ها از افغانستان خارج شد ایرانی ها از مردم هزاره این توقع را داشتند که باید پیرو سیاست ایران باشد. اما این کار اولین بار در زمانی مزاری رد می شود و نماینده ی ولی فقیه را از جلسه ی حزبی مانع می شود که این امر باعث جدا شدن ایران از جامعه ی هزاره می شود. بعد از این ایران همیشه کوشیده اند که مردم هزاره را نابود کند. چنان که بعضی حلقات را به نام این و آن تحریک می کند.

ایران کوشید که جامعه هزاره از درون بپاشاند و موفق هم شد مانند جدا کردن اکبری, انوری, کاظمی ...چنانکه در زمان جنگ غرب کابل این اشخاص افشار را به جمعیت تسلیم کردند و این یک ضربه بزرگ بود که به کوشش ایران به انجام رسیده بود. البته نقش محسنی هم در این زمینه که به دهل ایران می رقسید بی تاثیر نبود.

از قضیه افشار به بعد تمام اسلح های که ازوارد ایران جامعه ی هزاره شده بود به نابودی هزاره به کار گرفته شد. و در دوران خلیلی هم این ضدیت ادامه داشت چنانکه جنگ خلیلی با جمعیت که اکثرا طرفداران ایران بودند با خلیلی می جنگیدند و هم چنان در درون خود جامعه هزاره مانند جنگ اکبری با خلیلی و هنوز هم این ضدیت ادامه دارد و ایران نمی خواهد که هزاره ها متحد باشد.

تمام طرفداران ایران بعد از قضیه افشار در شورای نزار جمع می شود که تا هنوز هم باقی هست.

اما یک چیز دگر را نباید فراموش کنیم ایرانی ها اختلاف نژادی با هزاره ها نیز دارد و به هیچ وجه هزاره ها را کمک نمی کند.

و در دوره ریا ست جمهوری کرزی هم هیج باز ساری از طرف ایران در جامعه هزااره صورت نگرفته.